۱۳ کتاب در حوزهٔ بازاریابی و سئو که خواندهام، با امتیاز و نقد بیتعارف.
نوشتهٔ گابریل واینبرگ و جاستین مرس · 2015
چارchoubِ چشمگاوی — آزمایش نظاممند ۱۹ کانال کشش پیش از تعهد به یکی — عملیترین پادزهر برای بنیانگذارانی است که فکر میکنند از قبل میدانند کدام کانال جواب میدهد.
نوشتهٔ رابرت بلای · 1985
کمتر از کلاسیکهای اوگیلوی معروف است اما بیشتر یک کتاب کار عملی است — فرمولهای تیتر، الگوهای ساختاری، و مرجعی واقعی که حین نوشتن بازش نگه میداری، نه چیزی که فقط یکبار میخوانی.
نوشتهٔ ال ریس و جک تراوت · 1993
نیمی از این «قانونها» واقعاً اصول جایگاهسازیِ ماندگاریاند (قانون دستهبندی، قانون ذهن)؛ نیمهٔ دیگر قدیمی شدهاند یا با مثالهای بعدیِ خودِ کتاب در تضادند — گزینشی بخوانید.
نوشتهٔ دیوید اوگیلوی · 1983
نزدیکترین چیزی که صنعت تبلیغات به یک متن بنیانگذار دارد — قاطع، گاهی مغرور، اما اصول تیتر و کپیرایتینگاش بعد از دههها هنوز جواب میدهند چون بر مبنای آنچه واقعاً میفروخت شکل گرفتهاند، نه تئوری.
نوشتهٔ جفری مور · 1991
قطعیترین روایت از اینکه چرا محصولاتی که پذیرندگان اولیه را جذب کردهاند، اغلب در تلاش برای رسیدن به بازار عمومی میمیرند — مفهوم «دره» هنوز واژگان استاندارد برنامهریزی ورود به بازار در فناوریِ B2B است.
نوشتهٔ ست گادین · 2003
استدلال محوریِ کتاب — چشمگیر باش یا نامرئی باش — درست و مهم است، اما این یک بیانیه است که در یک بعدازظهر جذب میشود، نه چارچوبی که مرحلهبهمرحله اجرا شود.
نوشتهٔ جونا برگر · 2013
چارچوب STEPPS برگر (ارزش اجتماعی، محرکها، احساس، عمومی بودن، ارزش عملی، داستانها) قابلآزمایشترین و چکلیستمحورترین مدل برای اینکه چرا چیزها به اشتراک گذاشته میشوند — مبتنی بر پژوهش رفتاریِ واقعی، نه حکایت.
نوشتهٔ نیر ایال · 2014
محصولات وقتی به عادت بدل میشوند که چرخههای تکراریِ محرک، کنش، پاداش و سرمایهگذاریِ کاربر رفتار را تقویت کند.
نوشتهٔ ست گادین · 2018
بازاریابی خوب یعنی رسیدن به همه نیست؛ یعنی فهمیدن گروهی مشخص و ساختن چیزی که واقعاً برایشان ارزشمند باشد.
نوشتهٔ چیپ هیث و دن هیث · 2007
ایدهها وقتی ماندگار میشوند که ساده، غیرمنتظره، ملموس، باورپذیر و عاطفی باشند و در قالب داستان منتقل شوند.
نوشتهٔ آل ریس و جک تراوت · 1981
بازاریابی در بنیاد یعنی اشغال جایگاهی متمایز در ذهن مشتری، نه صرفاً افزودن ویژگیهای بیشتر به محصول.
نوشتهٔ رابرت چالدینی · 1984
مردم در تصمیمگیری اغلب به میانبرهای روانیِ قابلپیشبینی تکیه میکنند، و همین الگوهایی تکرارشونده در متقاعدسازی و رفتار مصرفکننده میسازد.
نوشتهٔ دونالد میلر · 2017
برای کسی که در بازاریابی کار میکند، چارچوب ساده و قابلاستفادهای دارد: پیام برند باید حول مسئله مشتری شکل بگیرد، نه خود شرکت. کمی بیش از حد سادهسازی شده، ولی برای اجرا مفید است.