کانال تلگرام فراسوعضو شوید
بازگشت به کتاب‌ها
جلد کتاب این است بازاریابی نوشتهٔ ست گادین

این است بازاریابی

نوشتهٔ ست گادین · سال انتشار 2018

بازاریابی خوب یعنی رسیدن به همه نیست؛ یعنی فهمیدن گروهی مشخص و ساختن چیزی که واقعاً برایشان ارزشمند باشد.

نقاط قوت

  • فلسفهٔ مشتری‌محورِ قوی.
  • ایده‌های عالی در جایگاه‌سازی.
  • به‌ویژه برای کسب‌وکارهای کوچک مفید است.
  • بازاریابی انبوهِ سنتی را به چالش می‌کشد.

نقاط ضعف

  • بیشتر فلسفی است تا تاکتیکی.
  • برخی ایده‌ها با دیگر کتاب‌های گادین هم‌پوشانی دارد.
  • چارچوب اجراییِ کاملی ارائه نمی‌دهد.
این کتاب رو از ایران‌کتاب بخر

از خریدی که با این لینک انجام بدی، ممکنه کمیسیون بگیرم — قیمتی که پرداخت می‌کنی فرقی نمی‌کنه.

خلاصه کتاب

ست گادین در «این است بازاریابی» با فرضیهٔ رایجِ بازاریابیِ صنعتی — رسیدن به بیشترین تعداد ممکن از آدم‌ها — مخالفت می‌کند. استدلال او این است که بازاریابیِ خوب نه دربارهٔ فریاد زدن برای همه، بلکه دربارهٔ یافتنِ کوچک‌ترین بازارِ قابل‌دوام (smallest viable market) و ساختنِ چیزی است که برای همان گروهِ مشخص، واقعاً و عمیقاً ارزشمند باشد. به باور او، تلاش برای راضی کردنِ همه، معمولاً به محصولی متوسط و فراموش‌شدنی برای همه ختم می‌شود.

محور دیگر کتاب این ادعاست که آدم‌ها چیزها را به‌خاطر مشخصات فنی نمی‌خرند، بلکه به‌خاطر تغییری که در جایگاه، هویت یا احساسِ تعلق‌شان ایجاد می‌کند می‌خرند. گادین این را در جملهٔ کوتاه و پرتکرارِ کتاب خلاصه می‌کند: «آدم‌هایی مثل ما، کارهایی مثل این انجام می‌دهند» — یعنی مصرف‌کننده، محصول را نشانه‌ای از عضویت در یک گروه می‌بیند، نه صرفاً ابزاری برای حل یک مسئله.

کتاب همچنین مفهوم «بازاریابیِ اجازه‌محور» (که خودِ گادین سال‌ها پیش مطرح کرده بود) را بازتعریف می‌کند: به‌جای وقفه انداختن در زندگیِ مخاطب برای جلب توجه، باید اعتماد و اجازهٔ او را به‌مرور زمان به دست آورد. در نهایت، گادین بازاریاب را نه فروشنده‌ای که محصول را به مردم تحمیل می‌کند، بلکه کسی توصیف می‌کند که به گروهی مشخص کمک می‌کند به جایی که می‌خواهند برسند — و این تغییرِ نگاه، ستون فقرات کل کتاب است.

ایده‌های کلیدی

۱. کوچک‌ترین بازار قابل‌دوام

به‌جای هدف قرار دادنِ «همه»، گادین توصیه می‌کند روی کوچک‌ترین گروهی تمرکز کنید که واقعاً می‌توانید برایشان ارزش بسازید و کسب‌وکار را روی آن سرپا نگه دارید. این گروه کوچک، نقطهٔ شروعی است که بعداً از طریق همان مشتریانِ راضی و معرفی‌شده گسترش می‌یابد. منطق پشت این ایده این است که پیامی که برای همه طراحی شده، معمولاً برای هیچ‌کس به‌اندازهٔ کافی خاص و متقاعدکننده نیست؛ پیامی که دقیقاً برای یک گروه مشخص ساخته شده، برای همان گروه غیرقابل‌نادیده‌گرفتن می‌شود.

۲. «آدم‌هایی مثل ما، کارهایی مثل این انجام می‌دهند»

این جمله، که در سراسر کتاب تکرار می‌شود، خلاصهٔ نگاه گادین به انگیزهٔ واقعیِ خرید است. او استدلال می‌کند مصرف‌کننده معمولاً محصول را نه برای حل یک مسئلهٔ صرفاً کاربردی، بلکه برای تأیید یا ساختنِ هویتِ خودش می‌خرد — عضویت در گروهی که خودش را با آن تعریف می‌کند. بازاریابیِ مؤثر، به باور گادین، باید همین تعلقِ گروهی را هدف بگیرد، نه فقط فهرستی از مزایای فنیِ محصول را.

۳. بازاریابیِ اجازه‌محور

گادین این مفهوم را از کتاب‌های پیشینِ خودش وام می‌گیرد و در این کتاب بازتعریف می‌کند: به‌جای وقفه انداختن در توجهِ مخاطب (تبلیغات مزاحم، ایمیل‌های ناخواسته)، بازاریاب باید اجازهٔ صریح مخاطب را برای برقراریِ ارتباط، به‌مرور و از طریق ارزش‌آفرینیِ مستمر، به دست بیاورد. این اجازه یک‌بار برای همیشه گرفته نمی‌شود؛ باید با هر تعامل دوباره تأیید شود، و همین تفاوتِ کلیدیِ بازاریابیِ اجازه‌محور با بازاریابیِ مزاحم است.

۴. جایگاه و همبستگی، نه صرفاً منفعت

گادین استدلال می‌کند دو چیزی که آدم‌ها واقعاً از خریدهایشان می‌خواهند «جایگاه» (status) و «همبستگی» (affiliation) است — نه صرفاً کارکردِ محصول. یک محصول ممکن است دقیقاً همان کارِ رقیبش را انجام دهد، اما اگر به مشتری حس بالاتر رفتنِ جایگاه یا تعلق به گروهی خاص بدهد، ترجیح داده می‌شود. این ایده مستقیماً به تعریف او از بازاریابی وصل است: بازاریابی یعنی تغییر دادنِ چیزی در جهانِ مخاطب — جایگاه یا احساس تعلقش — نه صرفاً فروختنِ یک شیء.

۵. بازاریابی برای جهان‌بینی، نه جمعیت‌شناسی

گادین هشدار می‌دهد که تقسیم‌بندیِ بازار صرفاً بر اساس سن، جنسیت یا درآمد، اغلب گمراه‌کننده است، چون دو نفر با مشخصاتِ جمعیت‌شناختیِ یکسان می‌توانند جهان‌بینی، ارزش‌ها و انگیزه‌های خریدِ کاملاً متفاوتی داشته باشند. توصیهٔ او این است که بازاریاب باید جهان‌بینیِ مخاطب — چیزی که برایش مهم است، از چه چیزی می‌ترسد، به چه چیزی امیدوار است — را هدف بگیرد، نه صرفاً دسته‌بندیِ آماریِ او را. این تغییرِ زاویه، به گفتهٔ گادین، پیام را از «تبلیغ برای یک گروه» به «گفت‌وگو با یک انسانِ واقعی» تبدیل می‌کند.

برای چه کسی مفید است

  • صاحبان کسب‌وکار کوچک و فریلنسرها — چارچوب «کوچک‌ترین بازار قابل‌دوام» دقیقاً برای کسی طراحی شده که منابعِ نامحدود برای بازاریابیِ انبوه ندارد.
  • کسی که با فلسفهٔ بازاریابیِ مشتری‌محور و ضدِ فریاد-زدن آشنا می‌شود — این کتاب دیدگاهی متفاوت از بازاریابیِ سنتیِ مبتنی بر تبلیغِ انبوه ارائه می‌دهد.
  • کسی که دنبال چارچوبِ اجراییِ گام‌به‌گام است — مثلاً برنامهٔ دقیقِ کمپین یا فرمولِ محاسبهٔ بودجهٔ تبلیغات؛ کتاب فلسفه و طرزِ نگاه می‌دهد، نه چک‌لیستِ اجرایی.
  • کسی که قبلاً چند کتابِ دیگرِ گادین را خوانده و دنبال ایده‌های کاملاً تازه است — بخشی از مفاهیم این کتاب (مثل بازاریابیِ اجازه‌محور) در آثار قبلیِ او هم مطرح شده‌اند.
این کتاب بیشتر فلسفی است تا تاکتیکی — گادین چارچوبِ فکری می‌دهد، نه لیستِ اقداماتِ روزانه. کسی که دنبال دستورالعملِ عملیِ آمادهٔ اجراست، باید این را از قبل بداند تا از کتاب انتظار نادرست نداشته باشد.
برخی ایده‌های کتاب با آثار قبلیِ گادین (به‌ویژه دربارهٔ بازاریابیِ اجازه‌محور و مفهومِ «گاو بنفش») هم‌پوشانی دارند؛ کسی که قبلاً آن کتاب‌ها را خوانده، ممکن است بخشی از این محتوا را تکراری بیابد. کتاب همچنین چارچوبِ اجراییِ کاملی برای پیاده‌سازیِ عملیِ این ایده‌ها در یک کسب‌وکارِ مشخص ارائه نمی‌دهد.

سؤالات پرتکرار

«کوچک‌ترین بازار قابل‌دوام» دقیقاً چه معنایی دارد؟

یعنی به‌جای هدف قرار دادنِ بازارِ بزرگ و عمومی، کوچک‌ترین گروهی را پیدا کنید که واقعاً می‌توانید برایشان چیزی ارزشمند بسازید و کسب‌وکار را با همان گروه سرپا نگه دارید — نقطهٔ شروعی برای رشدِ تدریجی، نه محدودیتِ همیشگی.

آیا این کتاب برای کسب‌وکارهای بزرگ هم کاربرد دارد؟

بله، هرچند تمرکز اصلیِ گادین روی کسب‌وکارهای کوچک و فریلنسرهاست. اصولِ کتاب — تمرکز بر گروهِ مشخص، بازاریابیِ اجازه‌محور، توجه به جایگاه و همبستگی — برای هر مقیاسی قابل‌تطبیق‌اند، اما اجرای آن در سازمانِ بزرگ نیاز به تعدیل دارد.

چرا کتاب می‌گوید نباید همه را هدف گرفت؟

چون پیامی که برای همه طراحی شده، برای هیچ‌کس به‌اندازهٔ کافی خاص نیست. یک پیامِ دقیق و متمرکز، برای همان گروهِ مشخص بسیار قوی‌تر و متقاعدکننده‌تر عمل می‌کند تا پیامِ عمومی و رقیق‌شده.

«بازاریابیِ اجازه‌محور» چه تفاوتی با تبلیغاتِ سنتی دارد؟

تبلیغاتِ سنتی توجهِ مخاطب را بدونِ اجازه قطع می‌کند؛ بازاریابیِ اجازه‌محور اعتماد و اجازهٔ صریحِ مخاطب را به‌مرور و از طریق ارزش‌آفرینیِ مستمر به دست می‌آورد، و این اجازه باید با هر تعامل دوباره تأیید شود.

این کتاب چه تفاوتی با «گاو بنفش» گادین دارد؟

«گاو بنفش» بیشتر روی ایدهٔ متمایز و به‌یادماندنی بودنِ محصول تمرکز دارد؛ «این است بازاریابی» چارچوبِ گسترده‌تری دربارهٔ فلسفهٔ کلیِ بازاریابی — از انتخاب بازار تا اعتمادسازی و جایگاه‌سازی — ارائه می‌دهد و آن ایده‌های قبلی را در بافتی وسیع‌تر جا می‌دهد.

این مطلب برایتان مفید بود؟

شمارش آرا پس از ۵ رأی نمایش داده می‌شود.

بیشتر در همین دسته